ارامگان سرطانی

مترادف‌ها

ارگان‌های سرطانی، سلول‌های سرطانی

فرهنگستان زبان و ادب

آرامگان سرطانی
{calms of cancer} [علوم جَوّ] مراکز کمربندهای پرفشار جنبِ حارّه ای بر روی اقیانوس ها در نیمکرۀ شمالی که بادهای متغیر و ضعیف و آرامه ها در آنها می وزند

جمله سازی با ارامگان سرطانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر نیندازد به گردن ماه طوق بندگیش رنج سرطانی ز سرطانش به باد افراه باد

💡 خور به سرطان مانده تا معجون سرطانی کند زانکه مفلوج است و صفرا از رخان انگیخته

💡 بیزه پانزده سال بود که از یک عفونت شدید گلو رنج می‌برد و بی شک از نوع سرطانی آن، در نتیجه مشکلات صوتی و شنوایی ناشی از آن سرانجام با خفگی همراه شد.

💡 افزایش این پروتئین همچنین به‌دلیل تحریک ساخت رگ‌های خونی برای سلول‌های سرطانی، احتمال متاستاز آنها را بیشتر می‌کند.

💡 بیمار بوده جرم خور سرطانش داده زور و فر معجون سرطانی نگر داروی بیمار آمده

💡 در این روش به‌وسیلهٔ انجام دادن سونوگرافی می‌توان به وجود بافت یا تودهٔ مخرب سرطانی پی برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران