ادونی رام

لغت نامه دهخدا

ادونی رام. [ ] ( اِخ ) ( خداوند ارتفاع ) ادورام. باجگیر داود و سلیمان و سرکار سی هزار عمله بود که درلبنان مأمور قطع تیرها بودند. ( اول پادشاهان 4:6 و5:14 ) و بطور تخفیف ادورام ( دوم سموئیل 20:24، اول پادشاهان 12:18 ) و هدورام ( دوم تواریخ 10:18 ) خوانده شده است و چون رحبعام ویرا بگوشمالی ده سبط گردنکش مأمور کرد که ایشان را بخود برگرداند و یا خراج گزارسازد آنان ویرا سنگسار کردند. ( قاموس کتاب مقدس ).

جمله سازی با ادونی رام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو قطب عالمی ای شهسوار ورنه چراست که توسنی چو فلک رام تازیانهٔ تست

💡 نگردد رام اگر چون سگ دهم جان در وفاداری سیه چشمی که همچون آهوی وحشی رمید از من

💡 هوای زلف و رخ تست بر سر فیّاض که رام کفر نگردید و دین نمی‌خواهد

💡 چو بشنید این سخن رام از برادر به ماتم خاک ره افشاند بر سر

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به دخترک رام‌نشده اشاره نمود.

💡 جوزا سرطان خوشه کمان شیرت رام میزان، عقرب، دلو، بره حوت به دام