ادب پذیر

لغت نامه دهخدا

ادب پذیر. [ اَ دَ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرای ادب: این کودک ادب پذیر نیست.

فرهنگ عمید

آن که می تواند ادب یاد بگیرد.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) پذیرای ادب: ( این کودک ادب پذیر نیست. )

جمله سازی با ادب پذیر

💡 صحت پذیر نیست دل خسته، ای طبیب در هر نفس اگر نکنی سوی من گذار

💡 و استفاده از منابع تجدید پذیر در این ساختمان‌ها، رسیدن به هدف فوق را تا حد زیادی میسر می‌سازد.

💡 رفتار فولاد، از شکل نرم و انعطاف پذیر ان تا سخت ترین مراحل ان، تحت تاثیر تعامل بین محتوای کربن، دما و میزان خنک کننده است. در زیر ساختارهای فاز مختلف ریزساختار فولاد ذکر شده است:‏

💡 بدو گفت زال ای پسندیده پیر یکی نامه بنویس بر دل پذیر

💡 ویکتور فرانکل کتاب انسان در جستجوی معنا را نوشت که رویکردی به معنادرمانی را ترویج می‌کند که در آن بر اراده، آزادی، معنا و مسئولیت پذیری تأکید می‌شود.

💡 عمید دولت عالی و خاص مجلس میر امین گنج شه و حمل بخش حمله پذیر

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز