ادا پذیر

مترادف‌ها

تقلیدی، نمایشی

لغت نامه دهخدا

اداپذیر. [ اَ پ َ ]( نف مرکب ) قابل پرداخت.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) قابل پرداخت

جمله سازی با ادا پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم صورت پذیر نیست که پیچید صدای من

💡 تا سر توان نهاد به زانوی خود، چرا منت پذیر بالش خارا شود کسی؟

💡 رنگدانه واکنش پذیر یا رنگینه‌های واکنش پذیر به گروهی از رنگدانه‌ها گفته می‌شود که گروه‌های عامل گوناگون دارند و به طور مستقیم با الیاف وارد واکنش می‌شوند.

💡 خلل پذیر نگردد بنای ناز و نیاز جفای یار و وفای مرا دوامی هست

💡 معمور مسکنی است، که ویران پذیر نیست آن خانه دلی که به طغیان خراب توست

💡 در حال حاضر عرضه برق تجدید پذیر با بیش از ۲۰–۵۰٪ حوزه نفوذ در چند سیستم اروپایی اجرا شده‌است، البته در چارچوب یک سیستم شبکه یکپارچه اروپایی:

💡 آن بازیگر جوان با وجود استعداد بالا، گاهی اوقات در نقش‌های خود بیش از حد ادا پذیر می‌شود و همین موضوع باعث از بین رفتن باورپذیری شخصیت او می‌گردد.

💡 او همیشه سعی می‌کند در جمع‌ها فردی متواضع باشد، اما گاهی در مواجهه با افراد قدرتمند، رفتاری ادا پذیر و کاملاً متفاوت از همیشه بروز می‌دهد.

💡 برخی از افراد در روابط عاطفی با استفاده از رفتارهای ادا پذیر، تلاش می‌کنند تا طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و توجه عمیق او را جلب کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران