لغت نامه دهخدا
اداپذیر. [ اَ پ َ ]( نف مرکب ) قابل پرداخت.
اداپذیر. [ اَ پ َ ]( نف مرکب ) قابل پرداخت.
( اسم صفت ) قابل پرداخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم صورت پذیر نیست که پیچید صدای من
💡 تا سر توان نهاد به زانوی خود، چرا منت پذیر بالش خارا شود کسی؟
💡 رنگدانه واکنش پذیر یا رنگینههای واکنش پذیر به گروهی از رنگدانهها گفته میشود که گروههای عامل گوناگون دارند و به طور مستقیم با الیاف وارد واکنش میشوند.
💡 خلل پذیر نگردد بنای ناز و نیاز جفای یار و وفای مرا دوامی هست
💡 معمور مسکنی است، که ویران پذیر نیست آن خانه دلی که به طغیان خراب توست
💡 در حال حاضر عرضه برق تجدید پذیر با بیش از ۲۰–۵۰٪ حوزه نفوذ در چند سیستم اروپایی اجرا شدهاست، البته در چارچوب یک سیستم شبکه یکپارچه اروپایی: