لغت نامه دهخدا
اخترشناخت. [ اَ ت َ ش ِ ] ( اِ مص مرکب ) علم نجوم.
اخترشناخت. [ اَ ت َ ش ِ ] ( اِ مص مرکب ) علم نجوم.
( مصدر ) علم نجوم دانش ستارگان ستاره شناسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشمن تری ندیده ز خود در جهان اسیر خود را کسی که یک نگه از چشم ما شناخت
💡 عارف که زد از شناخت ای صوفی، دم رنگینتر از آن دعوی بیرنگی توست
💡 خرده راز شرر در سینه اش سیماب شد سنگ از روزی که ذوق صحبت آهن شناخت
💡 مسکین دل ضعیف من اندر پناه تست نشناخت هیچکس ز جهان چون تو را شناخت
💡 3- يكى از راههاى شناخت تاريخ پيشينيان، وحى است. (ذلك من انباء الغيب )
💡 (و اسرافكار و تجاوز كار بود و هيچ حد و مرزى را به رسميت نمى شناخت ) (و انهلمن المسرفين ).