احوال الدهر

لغت نامه دهخدا

احوال الدهر. [ اَح ْ لُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب ) گردشهای روزگار.

فرهنگ فارسی

گردشهای روزگار

جمله سازی با احوال الدهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراد از حیثیت خاص مانند زید و حیثیت عام که دارای احوال شخصیه خاص است مانند ضمایر و اسماء

💡 به بین احوال خود تا بر چه سانست نه نیکوئی تو، او نیکونهانست

💡 منکه غمخوار دلم از من مپرس احوال او عالمی غم داشت دل اما غم عالم نداشت

💡 احوال ناتوانی ایام خویشتن در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست

💡 درین زمانه عنایات بی‌نهایت توست که هست شامل احوال مردم فاضل

💡 و در نود و ششم، اجمالى از احوال سيّد الفقها، جناب سيّد مهدى قزوينى حلى، برادر زادهآن مرحوم.