احسن الطلاق

لغت نامه دهخدا

احسن الطلاق. [ اَ س َ نُطْ طَ ] ( ع اِ مرکب ) آن است که مرد زن خویش را در طُهر طلاق دهد و با او نیارامدو ترک او گوید تا عده او بپایان رسد. ( تعریفات ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد وبا او نیارامد و ترک او گوید ناعده وی بپایان رسد
آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد

جمله سازی با احسن الطلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 724- از جمله كتاب جواهر 32 / 288 به بعد. العروة الوثقى 2 / 68 به بعد / م11. منهاج 2/321 / م 1459. تحرير 2 / 338 (عربى ) / م 11 (كتاب الطلاق ).

💡 380- صحيح مسلم، ج 1، كتاب الطلاق، باب الطلاق الثالث، ص 575.

💡 من قراء سورة الطلاق و التحريم فى فريضة اعاذه الله من ان يكون يوم القيامة ممنيخاف او يحزن، و عوفى من النار، و ادخله الله الجنة بتلاوته اياهما و محافظته عليهمالاءنهما للنبى -صلى الله عليه وآله -؛

💡 (( كتاب الوضوء، كتاب الحيض و النفاس، كتاب الصلاة، كتاب الزكاة، و الخمس،كتاب الصيام، كتاب مناسك الحج، كتاب الطلاق، كتاب النكاح )) و چند كتابديگر.(432)

💡 ((امام حسن (ع ) از دختر مردى خواستگارى كرد. آن مرد با ازدواج دخترش ‍ با حضرت موافقتكرد، اما گفت: من دخترم را به همسرى تو در مى آورم، اما بدان كه تو مردى تهى دست،كثير الطلاق وافسرده و دل تنگ هستى، لكن از نظر حسب و نسب از همه مردم بهتر و از لحاظجد و پدر از همه تالاترى.))

💡 ما من شى ء احب الى الله عزوجل من بيت يعمر فى الاسلام بالنكاح، و ما من شى ءابغض الى الله عزوجل من بيت يخرب فى الاسلام بالفرقة يعنى الطلاق (2).