ابو کلثوم

لغت نامه دهخدا

ابوکلثوم. [ اَ ک ُ ] ( ع اِ مرکب ) پیل. فیل. یا پیل بزرگ. ( المرصع ).
ابوکلثوم. [ اَ ک ُ ] ( اِخ ) محدث است. او از ربعی و از او اجلح روایت کرده است. ( الکنی للبخاری ).
ابوکلثوم. [اَ ک ُ ] ( اِخ ) تابعی است. او از حسین بن علی و از اوعمران بن سلیمان روایت کرده است. ( الکنی للبخاری ).
ابوکلثوم. [ اَ ک ُ ] ( اِخ ) عبداﷲبن عبدالملک. محدث است.

فرهنگ فارسی

فیل

جمله سازی با ابو کلثوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانب کیوان ز چوب خیزران پورسفیان ناله کلثوم و زینب از یسار و از یمین شد

💡 روزگار خلق امکان تیره چون اقبال زینب قلب عالم پر ز خون چون قلب کلثوم حزین شد

💡 با وجودت چه نیاز است به کلثوم و به کبری اگرم هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی

💡 ثمره این ازدواج چهار فرزند پسر (علی، عباس، عون، محمد) و یک دختر به نام ام کلثوم بود.

💡 چشمه کفتر خان در روستای کند بالا • چشمه زنگی در چال ناظران • چشمه زهره در روستای بوجان • چشمه کلثوم در روستای کردیان.

💡 مادر او کلثوم خانم دختر صفر تبریزی بود. او چهار برادر و پنج خواهر داشت.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز