لغت نامه دهخدا
ابومنیر. [اَ م ُ ] ( اِخ ) بدل بن المحبرة الیربوعی. محدث است.
ابومنیر. [اَ م ُ ] ( اِخ ) بدل بن المحبرة الیربوعی. محدث است.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۴۸. ۲۰۱۶، گرجستان، تفلیس: امیرعلی کریمی و سید پیمان میرقادری مدال طلا، سیده زهرا کاظمی هریکندی و ایمان منیری اسکویی مدال نقره.
💡 گویی از رای منیر و نسبت والای توست آفتاب و آسمان را نور و رفعت مستعار
💡 ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر هست خرمای لب لعل تو پرورده به شیر
💡 با چنان فضل و چنین فعل کزو کردم یاد صورتی دارد آراسته چون بدر منیر
💡 در سال ۱۴۰۰ موفق به دریافت سیمرغ بلورین برای فیلم دسته دختران به کارگردانی منیر قیدی و تهیهکننده گی محمد رضا منصوری از چهلمین دورهٔ جشنواره فیلم فجر در بخش بهترین جلوههای بصری گردید.
💡 روزهای خوب زندگی فیلمی به کارگردانی مهدی صباغزاده و نویسندگی منیر روان پور محصول سال ۱۳۷۳ است.