ابو لبید

لغت نامه دهخدا

ابولبید. [ اَ ل َ ]( اِخ ) محدث است و زبیربن الخریت از او روایت کند.
ابولبید. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابن زبار الجهضمی. تابعی است.
ابولبید. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابن عبده. شاعری است از عرب.
ابولبید. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) محمدبن غیاث خراسانی. محدث است و عبیداﷲبن سعید ابوقدامه از وی روایت کند.

فرهنگ فارسی

شاعری از عرب

جمله سازی با ابو لبید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن بخیل اندر سخاوت حاتم و نُعمان شود وین بلید اندر فصاحت‌ گردد ا‌عشی و لبید

💡 شعر را جاوید چون نبود مزید اصدق قول عرب قول لبید

💡 گویند: حاکم کوفه روزی «لبید» به مجلس فراخواند، و گفت یا لبید، چند بیت از اشعارت برای ما بخوان، لبید برخاست و سوره بقره را تاآخر خواند، و در پایان گفت خدا این را عوض شعرم به من داده‌است، بعد اینکه مسلمان شدم.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز