لغت نامه دهخدا
ابورویم. [ اَ رُ وَ ]( اِخ ) نافعبن عبدالرحمن بن ابی نعیم اصفهانی مقری. یکی از قراء سبعه. رجوع به نافعبن عبدالرحمن... شود.
ابورویم. [ اَ رُ وَ ]( اِخ ) نافعبن عبدالرحمن بن ابی نعیم اصفهانی مقری. یکی از قراء سبعه. رجوع به نافعبن عبدالرحمن... شود.
یکی از قرائ سبعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم من بدوگویم بیا تا زاینجهان بیرون رویم
💡 گر ز گلشنها براند ما به گلخنها رویم یار با ما دوست باشد گلخن ما گلشن است
💡 آتش عشقش ببرده است آب رویم تا مرا لب از آتش خشک و چشم از آب تر دارد همی
💡 از خودی بیرون رویم آخر کجا در بیخودی بیخودی معنی است معنی باخودیها نام نام
💡 از در دل می توان شد از دو عالم بی نیاز ما به هر در صائب از غفلت چو سایل می رویم
💡 گرچه می دانیم گوهر نیست در بحر سراب همچنان ما از پی دنیای باطل می رویم