ابو اهاب

لغت نامه دهخدا

ابواهاب. [ اَ اِ ] ( اِخ ) ابن عزیز. صحابیست.

فرهنگ فارسی

بن عزیز صحابیست

جمله سازی با ابو اهاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و مصطفی (ص) گفت: «لو کان القرآن فی اهاب ما مسّته النار»

💡 (خبيب، پس از آنكه مدتى در خانه ماويه كنيز حجير بن ابى اهاب زندانى بود، براىاعدام حاضر شد. ابتدا خواست تا اجازه دهند دو ركعت نماز بگذارد. نماز را بسرعت پايانداد و گفت: ترسيدم كه نگوئيد از ترس مرگ خود را به نمازمشغول كرده ام و گرنه دوست مى داشتم بيشتر بخوانم. سپس او را بر چوبى ميخكوبكردند و در برابر چشم هزاران تماشاچى مكه، در زير ضربات سنگ و چوب و تيغ،پس از شكنجه بسيار در حالى رجزهاى مردانه مى خواند، جان سپرد).(12)

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز