لغت نامه دهخدا
ابن کوره. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوسلیمان داودبن کوره قمی. از علمای شیعه. او راست: کتاب الرحمة.
ابن کوره. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوسلیمان داودبن کوره قمی. از علمای شیعه. او راست: کتاب الرحمة.
از علمای شیعه اوراست کتاب الرحمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس معلوم شد که اول کسی که بنیاد کوره رویان نهاد منوچهر بود. و به زبان طبری استان کوه را گویند.
💡 با سینه ی پر آتش در کوره ی فراقت تا کی شود سِرشکم افسرده همچو ژاله
💡 تو گویی جام مینایی بمیل از کوره آتش برون می آرد از باد هوا چون شیشه گر لاله
💡 اختراع کوره آهن به وسیلهٔ «بسمر»، تولید انبوه فولاد را ممکن میسازد.
💡 چینی نوعی ظرف شکستنی از گِل است که آن را به طرز مخصوصی سازند و در کوره میپزند. چینی سفالینهای لطیف است که آن را نخست در انگلیس میساختند، اما امروز در همه جا سازند و بدان نام چینی دهند. این ظروف گونهای از ظروف سفالین هستند که منقش بوده و از خاکی مخصوص تهیه میشوند، و سپس بر آن لعاب میدهند.
💡 چون بری در کوره گل از وی گلاب آید برون ور گذاری خار بر آتش برش خاکسترست