لغت نامه دهخدا
ابن ماهان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) یعقوب سیرافی، از مردم سیراف فارس. و او طبیب بود. و کتاب السفر و الحضر فی الطب از اوست. ( ابن الندیم ). و قفطی گوید او در دولت عباسیان میزیست.
ابن ماهان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) یعقوب سیرافی، از مردم سیراف فارس. و او طبیب بود. و کتاب السفر و الحضر فی الطب از اوست. ( ابن الندیم ). و قفطی گوید او در دولت عباسیان میزیست.
از مردم سیراف فارس و او طبیب بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهارستان، یک آبادی از توابع بخش ماهان، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
💡 حسنآباد یک، یک آبادی از توابع بخش ماهان، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
💡 چون درآمد به نزد ماهان تنگ پیکری دید در خزیده به سنگ
💡 گفت ماهان چه جای این سخن است؟ خار بن کی سزای سروبن است؟
💡 دهیاور، یک آبادی از توابع بخش ماهان، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
💡 باز ماهان به کار خود درماند بر خود استغفراللهی برخواند