لغت نامه دهخدا
ابن زاذان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) نام نخلستانی بمدینه.
ابن زاذان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) نام نخلستانی بمدینه.
نام نخلستانی بمدینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاذان از خواص اصحاب امير المؤ منين ع سعد خفاف ميگويد: از زاذان پرسيدم، شما قرآن را بسيار خوب و صحيح تلاوت ميكنيد،آيا پيش كه ياد گرفته ايد؟
💡 120) در سفينة البحار نقل مى كند زاذان در يكى از جنگلها در محضر على عليه السلامبه شهادت رسيد و اولاد او به شهر قزوين منتقل شدن و زاذانيه نام قبيله اى است در قزوين..
💡 زاذان گفت: هنگامى كه چانه او را بستم، صداى افتادن چيزى را شنيدم. به طرف دررفتم كه با اميرالمؤ منين (ع ) مواجه شدم.
💡 36- در سفينة البحار نقل ميكند: زاذان در يكى از جنگها در محضر اميرالمؤ منين (ع )بشهادت رسيد، و اولاد او بشهر قزوين منتقل شدند، و زاذانيه نام قبيله ايست در قزوين.
💡 زاذان تبسمى كرده و گفت: روزى مشغول خواندن اشعار بودم و مرا صداى خوب و شيرينىبود، در اين هنگام امير المومنين از آن محل عبور ميكردند، از خوشى صدايم بعجب آمده وفرمود: چرا تلاوت قرآن نميكنى ؟
💡 زاذان گويد: آن حضرت به تنهايى در بازارها راه مى رفت و گمشده را راهنمايى و ضعيفرا يارى مى كرد، و بر فروشنده و بقال گذر نموده قرآن را برايش مى گشود و اين آيهرا مى خواند: