ابرقان باد
لغت نامه دهخدا
ابرقان باد. [ اَ رَ ] ( اِخ ) نام منزلی بر راه مکه از جانب بصره پس از رمیلةاللوی.
فرهنگ فارسی
نام منزلی براه مکه از جانب بصره
جمله سازی با ابرقان باد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آفتاب از پرده پیش از صبح میآید برون چون سحرگه باد از آن رخ پرده بر میافکند
💡 بایدت بُود در این بحر چو لنگر ساکن بادبان را سرِ پندار پر از باد هواست
💡 1 - مژده باد تو را به پسرى كه از هر چيز بيشتر به شير شباهت دارد.
💡 شد سیهپوش از غم مرگ صبا بدرالملوک زین مصیبت ملت اسلام قرمزپوش باد
💡 گریه تلخ مرا کشت، بگو، بهر خدا که: ترا باد گران خنده شیرین تا کی؟
💡 پاینده باد برادری و اتحاد کارگران و دهقانان ارمنستان و آذربایجان شوروی.