لغت نامه دهخدا
ابایزید بسطامی. [ اَ ی َ زی دِ ب َ / ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به ابویزید بسطامی شود.
ابایزید بسطامی. [ اَ ی َ زی دِ ب َ / ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به ابویزید بسطامی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جسم چو خانقاه جان فکرتها چو صوفیان حلقه زدند و در میان دل چو ابایزید من
💡 بدزدی و بنشینی به گوشه مسجد که من جنید زمانم ابایزید نیاز
💡 چون هست صلاحِ دین در این جمع منصور و ابایزید با ماست»