گویم

لغت نامه دهخدا

گویم. [ ی ُ ] ( اِخ ) ده بزرگی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در 28هزارگزی شمال باختر شیراز کنار راه شوسه شیراز به اردکان. واقع در جلگه و هوای آن معتدل و سکنه آن 2040 تن است. آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول عمده آن غلات، حبوب، صیفی و انگور دیمی و شغل اهالی زراعت و باغداری است. دبستان دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز ( فارس ) واقع در ۲۷ کیلومتری شامل باختر شیراز جلگه و معتدل دارای ۲٠۴٠ تن سکنه محصول غله بنشن صیفی و انگور.
ده بزرگی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۲۸ هزار گزی شمال باختر شیراز کنار راه شوسه شیراز به اردکان: در محلی جلگه و هوای آن معتدل است.

دانشنامه عمومی

گویم (بورکینافاسوی). گویم شهری در شهرستان ناندیالا در استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۱۹۴۹ نفر است.
گویم (زاقاتالا). گویم ( به لاتین: Göyəm، به آواری: Кукам ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان زاقاتالا واقع شده است. گویم ۴۱۵۵ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با گویم

💡 از بتان دل برکنم گویم مسلمان دگر ناگهان روی ترا بینم پشیمان دگر

💡 چون درختی را نبینی مرغ کی بینی برو پس چه گویم با تو جان جان این تبریز را

💡 بر جنونم می‌زنی هردم فضولی طعنه‌ها گرچه می‌رنجم چه گویم با تو چون عاقل نه‌ای

💡 خواهم که شرح گویم می‌لرزد این دلم زیرا غریب و نادر و بی‌ما و بی‌منیست

💡 بیا که شمه ای از حال خویش گویم باز به عزم مکه ز شیراز چون شدی به حجاز

💡 کنون گویم از بخش‌بندی به ایل که دشمن کشیدند، همه‌شان به میل

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز