لغت نامه دهخدا
گوهرنگاری. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ]( حامص مرکب ) عمل گوهرنگار. رجوع به گوهرنگار شود.
گوهرنگاری. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ]( حامص مرکب ) عمل گوهرنگار. رجوع به گوهرنگار شود.
عمل گوهر نگار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی رسم کلک تو گوهر نگاری زهی شغل صیت تو گیتی ستانی
💡 نمی پوشد نظر، چشم حزین از صفحه پردازی ز مژگان خامهٔ گوهر نگاری در نظر دارد
💡 ز بس در کنار تو هر شب بفکرت فرو ریزم از دیده گوهر نگاری