گندرو
لغت نامه دهخدا
گندرو. [ گ َ دِ ]( اِخ ) نام وزیر ضحاک. این کلمه در اوستا بصورت گندروه آمده است، در آبان یشت بند 27 از این شخص با صفت زرین پاشنه ( زئی ری پاشنم ) یاد شده است و در کتب متأخران او را ( کندرب زره پاشنه ) خوانده اند به معنی ( کسی که آب دریا تا پاشنه او بود ). در این قول کلمه زئیری اوستایی را که بمعنی زرین است با کلمه دیگر اوستایی زریا که به معنی دریا است اشتباه کرده اند، در شاهنامه نیز گندرو نام وزیر ضحاک است:
چو کشور ز ضحاک بودی تهی
یکی مایه ور بد بسان رهی
که او داشتی گنج و تخت و سرای
شگفتی به دلسوزی کدخدای
ورا کندرو خواندندی به نام
به کندی زدی پیش بیداد گام.
از این بیت برمی آید که فردوسی آنرا با کاف تازی خوانده است. در مجمل التواریخ و القصص نیز در باب العاشر، ( اندر عهد ضحاک )آمده: «وکیلش را کندروق گفتندی ». کندرو مناسبتی با آب و دریا دارد، در کتب متأخران نیز جای او در میان دریا تصور شده، چنانکه در آبان یشت گرشاسب تمنا می کند که او را در کنار دریای فراخکرت بکشد. در بند 50 از فصل 27 مینوخرد، او ( دیوی آپیک کندرو [ دیو آبی کندرو ] ) نامیده شده است. ( از مزدیسنا تألیف معین چ 1 ص 48 و 419 ). در برهان قاطع این کلمه کندرو بر وزن گفتگو و در شمس اللغات کندری به ضم اول آمده که ظاهراً مصحف کندرو است. در التفهیم ( چ همایی ص 258 ) نام وزیر ضحاک ارمائیل و در آثار الباقیه بیرونی ( به نقل همایی در حاشیه ص 258 ) از مائیل آمده است.
فرهنگ فارسی
نام وزیر ضحاک. در اوستا از او با صفت زرین پاشنه یاد شده. در کتب متاخران او را ( کندرب زره پاشنه بمعنی کسی که آب دریا تا پاشنه او بود ) خوانده اند.
نام وزیر ضحاک.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گندرست
جمله سازی با گندرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قارچها همگی دگرپرورده (هتروتروف یا دگرخوار) بوده و برای رشد و تکثیر به ترکیبات آلی برای دریافت انرژی و کربن دیاکسید نیاز دارند. قارچها هوازی یا ناهوازی اختیاری هستند. اکثر قارچها گندروی (ساپروفیت) بوده، در خاک و آب به سر میبرند و در این نواحی، بقایای گیاهی و جانوری را تجزیه میکنند. قارچها مانند برخی از باکتریها در تجزیهٔ مواد و گردش عناصر در طبیعت دخالت دارند. علم مطالعهٔ قارچها را قارچشناسی نامیده و علم مطالعهٔ قارچهای انگل برای انسان را قارچشناسی پزشکی گویند (این انگلها بیماریهای زیادی به وجود میآورند). نقشی کلیدی در اکوسیستم دارند.