گشنسف

لغت نامه دهخدا

گشنسف. [ گ ُ ن َ ] ( اِخ ) ( آل یا خاندان... ) همدوره اردشیر بابکان بوده و بر طبرستان و گیلان و رویان و دماوند حکومت داشت، اجداد او از زمان اسکندر کبیر ( 330 ق. م. ) فرمانروایان ولایات مزبور بودند و حکومت در خاندان او باقی ماند تا در حدود سال 529 م. که کیوس فرزند قباد به حکومت مازندران فرستاده شد. ( ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 178 ).

جمله سازی با گشنسف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن اسفندیار ترجمهٔ عربی عبدالله بن مُقَفّع از متن پهلوی نامهٔ «تنسر، دانای فارس، هربذ هرابذهٔ اردشیر بابک» در پاسخ به «نوشتهٔ جُشْنَسْف شاه، شاهزادهٔ طبرستان» بود را در تاریخ طبرستان نقل کرده‌است. در عنوان این نامه از گشنسب به عنوان شاه و شاهزاده طبرستان، فرشواذگر، جیلان، دیلمان، رویان و دنباوند یاد شده‌است. وی به نقل از ابن مقفع در این باره می‌نویسد: «چون تنسر نام شاه طبرستان بخواند جواب نبشت بر این جمله که: از گشنسف شاه و شاهزاده طبرستان و فدشوارگر و جیلان و دیلمان و رویان و دماوند نامه ای پیش تنسر هربد هرابده رسید، خواند و سلام می‌فرستد و سجود می‌کند و هر صحیح و سقیم که در نامه بود مطالعه رفت و شادمانه شد.» به گفته واسیلی بارتلد بخش کوهستانی رویان یا روینج در ابتدا بخشی از دیلم محسوب می‌شد. به گفته منوچهر ستوده رانکوه همان جبال روینج و بخشی از طبرستان بود.