لغت نامه دهخدا
گره گوشت. [ گ ِ رِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غدد را گویند و آن گرهی است سفید که در میان گوشت میباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از غده باشد. ( انجمن آرا ). کَین. ( منتهی الارب ).
گره گوشت. [ گ ِ رِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غدد را گویند و آن گرهی است سفید که در میان گوشت میباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از غده باشد. ( انجمن آرا ). کَین. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرآن مجید فرمان میدهد که: خانمها خِمار خود را بر سر و بر خود نپیچند که هنگام راه رفتن و حرکت دادن دستها بلغزد و باز شود بلکه مانند شنل بر سر بیندازند و زیر گلو گره بزنند یا کوک بزنند یا سنجاق بزنند تا در هنگام حرکت دستها خِمارشان روی شانهها نلغزد و سر و بر آنان مکشوف نگردد. با پوشیدن خِمار یا شنل که تا روی دامن بیاید طبیعی است که دستها تا نیمه ساعد از زیر آن خارج خواهد ماند و فقط قسمت بالای ساعد که گوشتین است مانند ساق پا مستور میشود ولی همان تقوایی که در باب اِزار و دامن ایجاب میکرد تا آن را بلندتر تهیه نمایند که در حال خم و راست شدن بالا نجهد و ساق گوشتین زن عریان نشود در اینجا هم ایجاب میکند که خِمار و شنل چندان بلند و عریض باشد که در حال خم و راست شدن فاصله شنل با دامن مکشوف نگردد و بالای ناف و به موازات آن پهلو و پشت عریان نشود که در این صورت ساعد دستها تا حدود مچ نیز در زیر خِمار و شنل مستور خواهد گشت. باز براساس استثنائی که دارد اگر در حال حرکت دستها قدری بالا برود و تا نیمه ساعد عریان شود اشکال نخواهد داشت.