گرده بان
مترادفها
چوپان، شبان
لغت نامه دهخدا
گرده بان. [ گ ِدَ / دِ ] ( ص مرکب ) نگهبان، چه گرده بمعنی نگاه هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). جردبان معرب گرده بان است. ( منتهی الارب ). || بخیل. ممسک. لئیم.
فرهنگ معین
(گِ دِ ) [ معر. ] (ص مر. ) نگاهبان، نگهبان، حارس.
فرهنگ عمید
= گردبان
فرهنگ فارسی
نگاهبان نگهبان حارس.
ویکی واژه
نگاهبان، نگهبان، حارس.
جمله سازی با گرده بان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی نوزادی برای اولین بار میخندد یک پری به دنیا میآید و به شکل یک قاصدک به سرزمین پیکسی هالو میرود. در آنجا پری باید استعدادش را کشف کند. پریها با توجه به توانایی هایشان به چند دسته تقسیم میشوند: پری آب، پری باغبان، پری نور، پری حیوانات، پری باد، پری محافظ، پری تعمیرکار، پری گرده بان، پری برفکی و...