تازه رخساره

لغت نامه دهخدا

تازه رخساره. [ زَ / زِ رُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) رخساره تازه. روی خوش و گشاده:
نگه کرد گرسیوز نامدار
بدان تازه رخساره شهریار.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) تازه رخ

جمله سازی با تازه رخساره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تازه رخساره تر از لاله نباشد در باغ گل رخسار وی از لاله بسی تازه تر است

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
نمای نزدیک یعنی چه؟
نمای نزدیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز