کیسب

لغت نامه دهخدا

کیسب. [ ک َ س َ ] ( اِخ ) دهی است میان ری وخوار که دهی دیگر است. ( منتهی الارب ). قریه ای میان ری و خوار ری. ( از معجم البلدان ). شاید این قریه، ایوان کی کنونی باشد. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با کیسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کتاب درک فیلم اثر آلن کیسبی یر، ترجمهٔ بهمن طاهری، چاپ دوم؛ بهمن ۸۶