کیخدا
مترادفها
ارباب، بزرگ، سرور
متضادها
غلام، بنده، رعیت
لغت نامه دهخدا
کیخدا. [ کی / ک َ / ک ِ خ ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شوی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): که امر و نهی همه مردان را باشد و کیخدا را. ( ترجمه تفسیر طبری، از یادداشت ایضاً ). تا کیخدا گناه نکند کس زنان را به گناه نگیرد. ( ترجمه تفسیر طبری، از یادداشت ایضاً ).
جمله سازی با کیخدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کیخدا را چون تو باشدشاخ و سر یا چوما دارد دل ودست وجگر