کپتی

لغت نامه دهخدا

کپتی. [ ] ( هندی، اِ ) سیخ کارد که در میان عصا وتازیانه دارند به هندی. ( منتهی الارب ذیل مِغْوَل.

جمله سازی با کپتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۷- ویسپ دبیره؛ این دبیره در بردارندهٔ همهٔ دبیره‌های بوده و با این دبیره زبان‌های رومی، کپتی (قبطی)، بربری، هندی، چینی، ترکی، نبطی، تازی، حتی نمایگان و هر صدایی و صدای شرشر آب را نیز می‌نوشتند. دبیرهٔ نامبرده ۳۶۵ وات داشته‌است که ۱۶۰ وات آن برای زبان‌های ملت‌ها، ۲۰۵ وات آن برای آواهای نامردمی (ون‌مایه‌ها) بود.