بمقدار

بمقدار به معنای انجام یا وجود چیزی به اندازه، میزان یا حد معین است و نشان‌دهنده تعیین کمّیت یا اندازه در یک عمل، حالت یا ویژگی می‌باشد. این واژه معمولاً برای بیان اندازه‌گیری یا تعیین میزان از یک چیز به کار می‌رود و می‌تواند به مقدار کم، زیاد یا مشخصی اشاره داشته باشد. بمقدار در زبان فارسی نقش قیدی دارد و نحوه یا میزان وقوع یک فعل را توضیح می‌دهد و به جمله دقت و وضوح بیشتری می‌بخشد. استفاده از این واژه نشان‌دهنده توجه به سنجش و ارزیابی در بیان مفاهیم است و به انتقال دقیق‌تر اطلاعات کمک می‌کند. در متون علمی، اقتصادی و روزمره، بمقدار برای مشخص کردن حدود مصرف، تولید یا تغییرات به کار می‌رود و اهمیت مدیریت و کنترل را برجسته می‌سازد. این واژه می‌تواند در کنار واحدهای اندازه‌گیری یا به صورت نسبی به کار رود و مفهوم مقایسه و تعیین حد را نیز در بر گیرد. بمقدار همچنین بیانگر نظم و دقت در گفتار و نوشتار است و از ابهام در بیان جلوگیری می‌کند. در برخی کاربردها، این واژه به معنای کافی یا مناسب بودن میزان چیزی نیز استفاده می‌شود و مفهوم تعادل را منتقل می‌کند. به طور کلی، معنای این واژه ترکیبی از مفهوم اندازه، سنجش، دقت و تعیین حد است که در بیان علمی، ادبی و روزمره نقش مهمی در روشن‌سازی و دقیق‌سازی معنا ایفا می‌کند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)قدر (۱۳۲ بار)

جمله سازی با بمقدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کفش پدید بمقدار و جود ازو خیزد اگر چه نیست پدیدار جود را مقدار

💡 وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ و هر که چیزی کند از نیکیها، مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‌ از مردی یا از زنی، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ پس از آنکه گرویده است، فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ایشان آنند که می‌درآرند ایشان را در بهشت، وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً (۱۲۴) و از ایشان نه کردار کاهند و نه مزد، بمقدار نقیری.

💡 و اگر خواجه شفاعت آن کند که بدو بخشد، خوشتر آید تا منّت هم از جانب وی باشد. و خداوند داند که مرا در چنین کارها غرضی نیست جز صلاح هر دو جانب نگاه داشتن، آنچه فراز آمد مرا بمقدار دانش خود بازنمودم و فرمان تراست که عواقب این چنین کارها بهتر توانی دانست.»

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز