کوی یافت
لغت نامه دهخدا
کوی یافت. ( ن مف مرکب ) طفلی را گویند که بر سر راه انداخته باشند. ( برهان ). بچه ای که از سر راه بردارند. لقیط. ( ناظم الاطباء ). یافته کوی. کودکی که وی را در راهی افکنده باشند و کسی او را برداشته و تربیت کند. بچه سرراهی.( فرهنگ فارسی معین ). بچه سرراهی. منبوذ. ابناءالسکک. لقیط. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || در لغت اسدی آن را مرادف حرام زاده و سند و سنده آورده است ولی معنی اولی آن بچه سرراهی است و آن اعم از سند و غیر سند است. مجازاً، حرام زاده. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). حرام زاده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) کودکی که وی را در راهی افکنده باشند و کسی او را برداشته و تربیت کند بچ. سرراهی.
جمله سازی با کوی یافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شد به نشانیش غلامی به کوی یافت یکی مرد ظریف دو موی