کوکبی

لغت نامه دهخدا

کوکبی. [ ک َ / کُو ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کوکب.
- شمع کوکبی؛ از شاهد زیر چنین برمی آید که ظاهراً نوعی شمع بوده است:
کونشان شده ست چون لگن شمع کوکبی
وندر جواب این همه لال اند و الکن اند.سوزنی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوکبی. [ ک َ ک َ ] ( اِخ ) نبیره شیخ بایزید یله و در مشهد زادگاه آبا و اجداد خود زندگی می کند. مطلع زیر از اوست:
کُشتی من دل خسته را، ترک کمان ابروی من
تا بازیابم زندگی، تیری بیفکن سوی من.( از مجالس النفایس ص 111 ).

فرهنگ فارسی

نبیره شیخ با یزید یله و در مشهد زادگاه آبا و اجداد خود زندگی می کند.

جمله سازی با کوکبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باد امر تو روان اندر جهان، تا کوکبی در صمیم قبهٔ خضرا روان گردد همی

💡 پس از گذشت بیش از دو سال از حبس کوکبی، وی در نامه‌ای به دوست قدیمی‌اش می‌نویسد:

💡 امید کوکبی، رافائل بنیتز و مانوئل واسکز از دانش آموختگان این دانشگاه هستند.

💡 صفدر کوکبی در فیلم‌های فارسی به عنوان بدل بازی می‌کند و به صفدر استالونه معروف است...

💡 ز انجم تیر آهم داد گردون را سبکباری نشان نگذاشتم از کوکبی کانرا نشان کردم

💡 تا تو اندر بند طبع و دهر و چرخ و کوکبی کی بود جایز که گویی دم قلندوار زن

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز