کوپریلی

لغت نامه دهخدا

کوپریلی. [ ک ُ ] ( اِخ ) محمدپاشا یکی از مقتدرترین صدراعظم های دولت عثمانی ( متوفی 1072 هَ. ق. ). وی نخست خزانه دار خسروپاشا، میرآخور قره مصطفی پاشا و بعد والی ایالات شام و قدس و طرابلس گردید. کوپریلی در سال 1061 به وزارت رسید، سپس حاکم طرابلس شد و پس از عزل در قصبه کوپری سکونت گزید. در سال 1066 در زمان صدارت «محمدپاشا» اجرای اصلاحات اساسی و اداره امور دارایی ارتش و دادگستری به وی محول گردید. در سال 1067 سرزمین «لیمنی » و جزیره «بوزجه » را فتح کرد.مدت صدارت وی در زمان سلطان محمدخان و بعد از آن پنج سال و سه ماه و ده روز بود. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با کوپریلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نادر چون خاطرش از جانب محمّد خان بلوچ آسوده شد از اصفهان به سوی آذربایجان رفت و در اردبیل معلوم بر او شد که پاشاهای عثمانی از قبول مصالحه‌ای که او و احمد پاشا بسته بودند نارضایتی دارند و دولت عثمانی نیز عبدالله پاشا کوپریلی‌زاده والی مصر را با لشکری تازه بسمت ایران روانه داشته و اختیار جنگ و صلح را به او داده‌است.

💡 ۱-صوفیان نخستسن در ادبیات ترک، پروفسور محمد فواد کوپریلی، ترجمه توفیق. ه. سبحانی. انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.۱۳۸۵

💡 در اردبیل او متوجه شد که عثمانی‌ها از پیمان صلح او با احمدپاشا ناراضی هستند و عبدالله پاشا کوپریلی‌زاده حاکم عثمانی مصر را با اختیار جنگ و صلح به همراه سپاهی به سمت ایران فرستاده‌اند.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز