لغت نامه دهخدا
کوه گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) عبورکننده از کوه. گذرنده از کوه:
گذاره برد سپه را ز ده دوازده رود
به مرکبان بیابان نورد کوه گذار.فرخی.
کوه گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) عبورکننده از کوه. گذرنده از کوه:
گذاره برد سپه را ز ده دوازده رود
به مرکبان بیابان نورد کوه گذار.فرخی.
عبور کننده از کوه. گذرانده از کوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر براقی که خرد چار لقب کرد او را: کوه تن، بحر در روراهرو و کوه گذار
💡 نشسته میر به پشت هیون کوه گذار عقاب گفتی بر تیغ کوه جسته مقر
💡 بکوه ماند و مردم بدو گذارد کوه بمردمی که شگفت است کوه کوه گذار