کهوار
لغت نامه دهخدا
کهوار. [ ک ِهَْ ] ( اِ )فلاخن، و در اصل گَهواره بوده، چون به صورت گهواره است آن را کهوار گفتند. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).
فرهنگ فارسی
فلاخن و در اصل گهواره بوده چون بصورت گهواره است آن را کهوار گفتند.
جمله سازی با کهوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رحمت عزیز چترالی یا آر ای چترالی (به اردو: رحمت عزیز چترالی) (۲۵ آبان ۱۳۴۹ چیترال خیبر پختونخوا) شاعر، ادیب، صحاف و نقاد پاکستانی است که اشعار زیادی نیز به زبانهای کهوار و اردو سرودهاست
💡 کهوار در میان زبانهای داردی بیشترین تأثیر را از زبانهای ایرانی گرفتهاست. همچنین به نسبت برخی از زبانهای داردی -مانند زبان شینا- کمترین تأثیر ممکن را از سانسکریت گرفتهاست. گئورگ مورگنستیرنه زبانشناس نروژی کهوار را برجستهترین و چیرهترین زبان در منطقهٔ چیترال و در میان انبوه زبانهای گوناگون آنجا دانستهاست. برای نگارش این زبان از الفبای زبان اردو بهرهمیبرند.
💡 کافرهای اورتسون یکی از آخرین پاگانهای افغانستان - پاکستان بودند که در سالهای قرن ۱۹۰۰ به اسلام گرویدند. آنها نام زبان خود را از کلاشا مون به اورچونیوار تغییر دادند و بعداً از زبان کهواری هم تا حدود زیادی وام گرفتند و هویت خود را تغییر دادند. بعدها، اورچونیوار شروع به انحراف به سمتی دیگر کرد و به یک گویش متمایز از زبان کالاش تبدیل شد.