لغت نامه دهخدا
کهن حادثه. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ث َ / ث ِ ] ( ص مرکب ) در بیت زیر از خاقانی ظاهراً کنایه از پرماجرا، دارای حوادث گوناگون، مشحون ازتجارب گوناگون و از این قبیل آمده است:
این چرخ بدآیین نه نکو می گردد
زو عمر کهن حادثه نو می گردد.خاقانی.
کهن حادثه. [ ک ُ هََ / هَُ دِ ث َ / ث ِ ] ( ص مرکب ) در بیت زیر از خاقانی ظاهراً کنایه از پرماجرا، دارای حوادث گوناگون، مشحون ازتجارب گوناگون و از این قبیل آمده است:
این چرخ بدآیین نه نکو می گردد
زو عمر کهن حادثه نو می گردد.خاقانی.
دارای حوادث گوناگون ٠مشحون از تجارب گوناگون و از این قبیل آمده است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این چرخ بدآئین نه نکو میگردد زو عمر کهن حادثه نو میگردد