کهله

لغت نامه دهخدا

( کهلة ) کهلة. [ ک َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث کهل. ج، کَهْلات، کَهَلات، و گفته اند کمتر به طور تنها، زن را کهلة گویند و بیشتر گویند: امراءة شهلة کهلة. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کهل شود.
کهله. [ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) گاورسهایی بود که از زر و سیم و ارزیز سازند. ( نسخه ای از فرهنگ اسدی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ریزه های سیم و زر. ( فرهنگ رشیدی ). ریزه ها و گاورسهای زر و سیم را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). ریزه های زر و سیم. ( ناظم الاطباء ):
بر کهله هجرانْت کنون رانی کفشیر
بر کهله داغش بر کفشیر نرانی.منجیک ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).بر پشت اگر خار کشی و دخ و دهله
به زآنکه ز دونان طلبی ناسره کهله.؟ ( از فرهنگ رشیدی ).|| زر سفید را نیز گفته اند، و به ترکی آقچه خوانند. ( برهان ). زر سپید رایج را نیز گفته اند، و به ترکی آقچه خوانند. ( آنندراج ). زر سفید رایج. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مونث کهل جمع کهلات و کهلات و گفته اند کمتر بطور تنها زن را کهله گویند و بیشتر گویند امراه شهله کهله ٠

جمله سازی با کهله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کهله بر امرد که دست خویش می سازد علم می کند سر پنجه ناخن دراز آن را قلم

💡 کهله یک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است. کهله دو چند کیلومتر از آن فاصله دارد.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز