لغت نامه دهخدا
کنگور. [ ک ِ گ َ وَ ] ( اِخ ) رجوع به کنگاور و نزهةالقلوب ص 108،165 و 171 و مجمل التواریخ صص 72 - 81 و 396 شود.
کنگور. [ ک ِ گ َ وَ ] ( اِخ ) رجوع به کنگاور و نزهةالقلوب ص 108،165 و 171 و مجمل التواریخ صص 72 - 81 و 396 شود.
( در سفرنامه ناصرالدین شاه بکربلا ص ۴۲ به صورت [ کنگور ] آمده ).
💡 این روستا در دهستان کنگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۲۲۵ نفر (۲۳۴خانوار) بودهاست.
💡 براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۴۲ نفر (۱۷۱ خانوار) بودهاست. بعلت فزونی جمعیت در سالهای اخیر پاسگاه کنگور افتتاح شد.
💡 این روستا در دهستان کنگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۲۷ نفر (۲۲۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان کنگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۱۱ نفر (۲۱۵خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان کنگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳90، جمعیت آن 1250 نفر (375خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان کنگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۰ نفر (۲۹خانوار) بودهاست.