کندگی

لغت نامه دهخدا

کندگی. [ ک َ دَ / دِ ] ( حامص ) حک و قلم زنی. || تراشیدگی. || کافتگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حک و قلم زنی یا تراشیدگی یا کافتگی

جمله سازی با کندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه گردون خاتم دولت بدان کسی می‌دهد کش بود همچون نگین یا سادگی یا کندگی

💡 کندگی جفت: در موارد نادر، جفت قبل از پایان بارداری یا در حین زایمان قبل از به دنیا آمدن نوزاد از دیواره رحم جدا می‌شود. قطع جفت می‌تواند برای مادر و نوزاد بسیار خطرناک باشد. زیرا برای مادر خطر خونریزی ایجاد می‌کند و به دلیل اکسیژن رسانی و تغذیه رسانی به جنین از طریق جفت احتمال خفگی و به دنیا آمدن نوزاد مرده وجود دارد.

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز