کند بادام
لغت نامه دهخدا
کند بادام. [ ک َ ] ( اِخ ) ( به فتح کاف به ضبط یاقوت ) و آن را کند نیز گویند و ازآنجا بادام بسیار خیزد و معنای آن قریه بادام است.( یاقوت از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
تو مغز کند بادامی و مادام
به مغز آرد بها بادام کندی.سوزنی.رجوع به کند شود.
فرهنگ فارسی
و آن را کند نیز گویند و از آنجا بادام بسیار خیزد و معنای آن قریه بادام است.
جمله سازی با کند بادام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مانده بر بادام چشمانش دهان پسته باز همچو من افتاده مسکین چون کند بادام دوست
💡 تمام شب نظر بازی کند بادام زلف خود ندیدم هیچ صیادی چنین عاشق شکار افتد