کنارند

لغت نامه دهخدا

کنارند. [ ک ُ رَ ] ( اِ ) کنارنگ. ( آنندراج ). رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

کنارنگ

جمله سازی با کنارند

💡 با جام و قدح بابت بوسند و کنارند با کفش وکمر بابت خوفند و امانند

💡 اگر هم به دریا کنارند نوز بگویید کاینک برآمد تموز

💡 یاران که در آغوش و کنارند مرا وز بیم فراق خسته دارند مرا

💡 قانع به شکار خس وخارند ز گوهر چون موج گروهی که طلبکار کنارند

💡 باطن این خلق کافر‌کیش با ظاهر مسنج جمله قرآن در کنارند و صنم در آستین

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز