لغت نامه دهخدا
کمیتی. [ ک َم ْ می ی َ ] ( حامص ) دارای کمیت بودن. ( فرهنگ فارسی معین ): کمیتی و مانندگی یکی است به عرضی. ( دانشنامه از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمیت شود.
کمیتی. [ ک َم ْ می ی َ ] ( حامص ) دارای کمیت بودن. ( فرهنگ فارسی معین ): کمیتی و مانندگی یکی است به عرضی. ( دانشنامه از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمیت شود.
دارای کمیت بودن: کمیتی و مانند گی یکی است بعرضی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میدان الکتریکی کمیتی برداری است، یعنی علاوه بر مقدار، جهت نیز دارد؛ زیرا میدان الکتریکی به صورت نسبت نیرو بر بار تعریف شده و چون نیرو برداری است، میدان الکتریکی نیز برداری خواهد بود.
💡 به هر کمیتی که میسنجیم یا محاسبه میکنیم، معمولاً بعدی وابسته است، مثلاً مقدار جذب صوت در یک محیط بسته و احتمال وقوع واکنشهای هستهای، هر دو بعد مساحت دارند. هر کمیت را میتوان بر حسب یکاهای متفاوتی بیان کرد، اما این کار بعد کمیت را عوض نمیکند؛ مساحت را چه بر حسب
💡 زهی خجسته کمیتی که زیر ران ملک سیاحت قدر و سرعت قضا داری
💡 عبارت «تقریباً همه» در ریاضیات بهمعنای «همه بهجز کمیتی ناچیز» است. به طور دقیقتر اگر
💡 اساس این روش، بر این اصل، استوار است که برای هر کمیتی، یک توزیع احتمال، وجود دارد که با مشاهده یک داده جدید، و استدلال در مورد توزیع احتمال آن، میتوان تصمیمات بهینهای اتخاذ کرد.