واژه «کمانکشی» در زبان فارسی به معنای عمل کمان کشیدن و استفاده از کمان برای پرتاب تیر است و به صورت کلی به مهارت یا فعالیتی اشاره دارد که در آن فرد با کشیدن زه کمان و نشانهگیری، تیر را به سمت هدف رها میکند. این واژه در اصل از ترکیب «کمان» و «کشی» ساخته شده و مفهوم انجام دادن عمل کشیدن کمان را در بر میگیرد. در متون قدیمی و ادبی، کمانکشی بیشتر در زمینههای رزمی و جنگی به کار میرفته و نشاندهنده مهارت جنگجویان در استفاده از سلاح کمان بوده است. این عمل نیازمند دقت، قدرت بدنی و مهارت بالای تیراندازی بوده و در میان جنگاوران جایگاه ویژهای داشته است. علاوه بر معنای عملی، کمانکشی گاهی به صورت نمادین نیز به کار رفته و میتواند نشاندهنده آمادگی برای نبرد یا قدرت نظامی باشد. این واژه در زبان فارسی امروز کاربرد رایج ندارد اما در متون تاریخی و ادبی قابل مشاهده است. کمانکشی به طور کلی بیانگر عملی است که در آن ابزار کمان برای هدفگیری و پرتاب تیر مورد استفاده قرار میگیرد. این مفهوم در فرهنگهای کهن با شجاعت، جنگاوری و مهارت رزمی ارتباط مستقیم داشته است. به طور کلی، این اصطلاح به مهارت و هنر استفاده از کمان در میدان نبرد اشاره دارد که در گذشته یکی از مهمترین تواناییهای نظامی جنگاوران به شمار میرفته و نشاندهنده قدرت، دقت و آمادگی فرد در رویاروییهای رزمی بوده است.
کمانکشی
لغت نامه دهخدا
کمان کشی. [ ک َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل کمان کش. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمان کش شود.
کمان کشی. [ ک َ ک َ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه چرام ( قسمت دوم از چهار بنیچه ایل جاکی کوه کیلویه فارس ) ( از فرهنگ جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
فرهنگ فارسی
عمل کمانکش
جمله سازی با کمانکشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زلف تو در فریب دل چند کند سیهگری چشم تو در کمین جان چند کند کمانکشی
💡 مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را کمانکشی تو میاموز ترک و هندورا