کلمچی

لغت نامه دهخدا

کلمچی. [ ک َل ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) در تنگسوق نامه ایلخانی رشیدالدین فضل اﷲ این کلمه معادل مترجم و ترجمان آمده است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) مترجم ترجمان

جمله سازی با کلمچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال ۱۲۸۷، بار سائوما سالخورده سفر خود را به اروپا آغاز کرد. او هدایا و نامه‌هایی از طرف ارغون خان برای امپراتور روم شرقی، پاپ و پادشاهان اروپایی پیشکش کرد. او در سال ۱۲۸۵ پیرو سفیر نستوری دیگری به نام، عیسی کلمچی شد که فرستادهٔ ارغون خان نزد پاپ هونوریوس چهارم بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران