کلاگر

لغت نامه دهخدا

کلاگر. [ ک َ گ َ ] ( اِ ) قسمی از غذا. || هرچه به غذا مزه دهد مانند ادویه و عسل. || هرچه رنگ را تیره نماید مانند سرکه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

فرهنگ فارسی

قسمی از غذا. یا هر چه بغذا مزه دهد مانند ادویه و عسل

جمله سازی با کلاگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گورستان قدیمی این روستا سنگ قبرهایی با خط کوفی بوده که برخی اهالی به آنها «گبری» می‌گویند و معتقدند متعلق به زردشتی‌ها بوده است. مهمترین شخصیت سیاسی برخواسته از این روستا، سالارفاتح است که در فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان نقش به‌سزایی داشت. از میان چهره‌های مذهبی این روستا نیز می‌توان به شیخ تقی مجتهد کلاگر اشاره کرد که از روحانیون اواخر قاجار و جد پروفسور پیروز مجتهدزاده است.

💡 زلتان کلاگر (به عبری: זולטן קלוגר) عکاس مجارستانی یهودی‌تبار بود. اهمیت عکس‌های او به‌خاطر مستندنگاری مهاجرت گسترده یهودیان به سرزمین فلسطین و تولد کشور اسرائیل و جنگ اعراب و اسرائیل است.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز