کشوک
لغت نامه دهخدا
کشوک. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش زابلی شهرستان سراوان واقع در سه هزارگزی جنوب زابلی کنار راه مالرو زابلی به ایران شهر. آب آن از قنات است و چون بر سر راه قرار دارد از مسافران نیزگذران می کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کشوک. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار، واقع درنه هزارگزی جنوب باختری قصر قند و کنار راه فرعی نیک شهر به قصر قند با 102تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کشوک. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان هیدوج بخش سوران شهرستان سراوان واقع در 23 هزارگزی جنوب خاوری سوران و 2 هزارگزی خاور راه مالرو سوران به ایرافشان. آب آن از چشمه و راه آن مالرو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جمله سازی با کشوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنر سوزندوزی یکی از هنرهای تاریخی و فاخر دست زنان بلوچ بهشمار میرود که فقط با نخ و سوزن انجام میشود، در تمام بلوچستان ازجمله سراوان هنر سوزندوزی زیبای زنان بلوچ بر روی لباس شان خودنمایی کند. خود سوزن دوزی انواع مختلف دارد پلیوار جلاد کلا کشوک چودل پرکار وسایر نقشهای مختلف هندسی میباشد که برگرفته از ذهن و تصور زنان از سالها ی کهن میباشد.