کرکت

لغت نامه دهخدا

کرکت. [ ک َ ک َ ] ( اِ ) سیاه تَلو. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سیاه تَلو شود.

جمله سازی با کرکت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 افغان‌های مقیم در پاکستان همیشه در تحت شرایط فشار زندگی نموده موقع نمی‌یافتند تا به هنر ورزش دسترسی یابند. در بعضی محلات افغان‌ها کلب‌های ورزشی را ایجاد نمودند. افغان‌های که در حال تحصیل یا در کمپ‌ها بودند توانستند بازی کرکت را در پاکستان فرا گیرند. پس از سال ۲۰۰۲ این بازی را در کشور بدون فشار آغاز نمودند و در مدت چند سال موفقیت‌های را نصیب خویش گردانیدند.

💡 در سال ۱۸۳۹ورزش بیسبال (توپ دنده) و کرکت توسط انگلیس‌ها در افغانستان مروج گشت؛ ولی بزودی از طرف ملا ایمامان بازی کرکت ممنوع قرار داده شد.

💡 علاقمندان ورزش والیبال، فوتبال، کرکت، تکواندو، جودو و شماری از بازی‌های دیگر نیز در این ولایت فعالیت دارد؛ اما بازی‌های کرکت، فوتبال و والیبال اخیراً در این ولایت زیاد رشد کرده‌است. پنج سال قبل گروهی باسازی ولایتی ترکیه یک ورزشگاه بزرگ ورزشی اعمار نمود؛ اما بازیکنان خواهان اعمار ستدیوم‌های زیاد برای بازی‌های مختلف هستند.

💡 ورزش کرکت یکی از محبوب‌ترین بازی‌های تیمی در کشورهایی مانند هند و انگلستان است که میلیون‌ها نفر از طرفداران پر و پا قرص دارد.

💡 در مسابقات جهانی کرکت، تیم‌ها با استفاده از استراتژی‌های بسیار پیچیده و مهارت‌های فردی بالا تلاش می‌کنند تا برنده این رقابت‌ها باشند.

💡 تماشای بازی کرکت در استادیوم‌های بسیار بزرگ، تجربه‌ای هیجان‌انگیز برای علاقه‌مندانی است که ساعت‌ها با هیجان و شور و شوق آن را تماشا می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران