لغت نامه دهخدا
کروژ. [ ک ُ ] ( اِ ) کروز. ( ناظم الاطباء ). نشاط باشد. ( فرهنگ اسدی ). طرب. شادی. ( صحاح الفرس ):
قارون نکرد شادی چندان بنعمتش
کز بهر... خواجه کنی تو همی کروژ.منجیک ( از فرهنگ اسدی ).رجوع به کروز شود.
کروژ. [ ک ُ ] ( اِ ) کروز. ( ناظم الاطباء ). نشاط باشد. ( فرهنگ اسدی ). طرب. شادی. ( صحاح الفرس ):
قارون نکرد شادی چندان بنعمتش
کز بهر... خواجه کنی تو همی کروژ.منجیک ( از فرهنگ اسدی ).رجوع به کروز شود.
شهر کروژ در ایالت ژنو در کشور سوئیس واقع شده است که ۱۸٬۱۰۰ نفر جمعیت دارد.
💡 وی همچنین در تیم ملی فوتبال ارمنستان بازی کردهاست. هووسپیان نخستین بازی ملی خود را که یک بازی دوستانه بود در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۱۴ در کروژ در مقابل امارات متحده عربی انجام دادهاست.
💡 در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۱۴، پیروزی ۴–۳ یک بازی دوستانه مقابل تیم ملی فوتبال امارات متحده عربی در ورزشگاه دو لا فونتنته در کروژ، سوئیس دو گل به ثمر رساند. دو سال و یک روز بعد وی نخستین هت تریک بینالمللی ارمنستان، در پیروزی ۷–۱ بازی دوستانه مقابل تیم ملی فوتبال گواتمالا در لس آنجلس به ثمر رساند.