کثیب

لغت نامه دهخدا

کثیب. [ ک َ ] ( ع اِ ) توده ریگ بدان جهت که ریزان و مجتمع است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). توده ریگ گرد آمده و بلندشده. ( غیاث اللغات ). توده ریگ. ( دهار ) ( ترجمان علامه جرجانی ص 81 ). ج، اَکثِبَة، کُثُب، کُثبان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) ثوب کثیب؛ جامه نیک بافته. ( مهذب الاسماء ).
کثیب. [ ک َ ] ( اِخ ) موضعی است به کرانه دریای یمن. || دو ده است به بحرین. ( منتهی الارب ). قریه ای است از بنی محارب بن عمروبن ودیعة از عبدالقیس در بحرین. ( معجم البلدان ).

فرهنگ عمید

=ریگزار

فرهنگ فارسی

انبوه و ستبر

جمله سازی با کثیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم که با همه اوصاف دوستداری تو چو دشمنان تو دارد مرا زمانه کثیب

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز