لغت نامه دهخدا
کاژه. [ ژَ ] ( اِ ) خانه و منزل و مقام. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). || کمینگاه صیاد. ( برهان ).
کاژه. [ ژَ ] ( اِ ) خانه و منزل و مقام. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). || کمینگاه صیاد. ( برهان ).
( اسم ) ۱ - خانهای که از چوب و نی و علف سازند: کومه کوخ آلاچیق: [ چو آمد بیابان یکی کازه دید روان آب و مرغی خوش و تازه دید ]. ( گرشا ) ۲ - خانه سرای ( عموما ). ۳ - صومع. نصاری. [ و خوبرویان ترکان ما همه ما بر ما و ما چو نافه گشاده شده ز کاز. دام ]. ( رودکی )
اسم: کاژه (دختر) (کردی) (تلفظ: kazhe) (فارسی: کاژه) (انگلیسی: kazheh)
معنی: محل امن و پناهگاه
کاژه، روستایی در دهستان ملکاری غربی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۵۵ نفر ( ۳۳ خانوار ) بوده است.
💡 پالایشگاه کرمانشاه (قدیمیترین پالایشگاه کشور بعد از آبادان) پتروشیمی کرمانشاه، نیروگاه ۶۴۰ مگاواتی بیستون، نیروگاه سیکل ترکیبی ۱۲۸۸ مگاواتی زاگرس، مجتمع شیمیایی بیستون، باختر بیوشیمی و کیمیای غربگستر، سیمان غرب، چینی کرد، مجتمع کشت و صنعت ماهیدشت (روغن نباتی ناز گل) کشت و صنعت روژین تاک، کاشی بیستون، کاشی کاژه سیمان سامان و کاشی کرد از مهمترین واحدهای صنعتی استان است.