لغت نامه دهخدا
کانمی. [ ن ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کانم. رجوع به کانم شود.
کانمی. [ ن ِ ] ( اِخ ) الکانمی نام شاعری است از سیاهان. ( از معجم البلدان ) ( ناظم الاطباء ).
کانمی. [ ن ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کانم. رجوع به کانم شود.
کانمی. [ ن ِ ] ( اِخ ) الکانمی نام شاعری است از سیاهان. ( از معجم البلدان ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیمبرا نه من زرم لعل لبا نه گوهرم جوهر زر نمودمی گر نه درون کانمی