کابول
لغت نامه دهخدا
کابول. ( ع اِ ) رسن دام. ( منتهی الارب ). دام. رسن شکارگیر. رسن شکارکن.
کابول.( اِخ ) کابل. پایتخت افغانستان. رجوع به کابل شود.
کابول. ( اِخ ) دهی است میان طبریه و عکا. ( منتهی الارب ). موضعی است در اشیر. ( صحیفه یوشع 19:27 ) و همان کابول حالیه است که بمسافت ده میل به طرف جنوب شرقی عکا واقع است. ( قاموس کتاب مقدس ). || اسم مقاطعه ای است که سلیمان بحیرام داد. ( سفر اول پادشاهان 9:10 - 13 ) که دارای بیست شهر بود و آن در جلیل در شرق عکا واقع است و این لفظ در اصل عبرانی دارای معنی مخصوصی نمیباشد. ( قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ فارسی
رسن دام کابل
جمله سازی با کابول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یونس کابول (فرانسوی: Younès Kaboul; عربی: يونس قابول؛ زادهٔ ۴ ژانویهٔ ۱۹۸۶)، بازیکن فوتبال اهل فرانسه است.
💡 شهر کابول به عنوان پایتخت کشور افغانستان، همواره مرکز مهم سیاسی و اقتصادی این منطقه بوده و تاریخ بسیار پیچیدهای را پشت سر گذاشته است.
💡 سفر به شهر کابول نیازمند رعایت نکات امنیتی خاص و آگاهی از شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آن منطقه بسیار حیاتی است.
💡 بسیاری از پناهجویان در طول سالهای اخیر از طریق مسیرهای مختلف سعی در رسیدن به شهر کابول و سپس حرکت به سمت اروپا داشتهاند.